شش مقاله تأليفي ضعيف است‌، ولي از آن لحاظ اهميت دارد كه آخرين يادگار بيزانسي در نوع‌ خودش به‌شمار مي‌رود و هم‌چنين به دليل اين‌كه فوق‌العاده شهرت يافت‌. حتي تأثير آن تقريباً تا زمان ما باقي ماند. درحدود سال 1490 نيكولايوس كونالس كريتوپولس آن را همراه با راه‌نماي‌ فقه مسيحي ماتايوس بلاستارس به يوناني عاميانه ترجمه كرد. دو ترجمه‌ٴ ديگر به زبان يوناني‌ جديد به اهتمام تيودوسيوس زيگومالاس در سده‌ٴ هفدهم و بعدها به اهتمام آلكسيوس‌ اسپانوس صورت گرفت‌. در سال 1835 به صورت قانون رسمي يونان درآمد وهنوز مورد استفاده‌ٴ قضات آن كشور و بسارايي قرار مي‌گيرد (يا تا همين اواخر چنين بود). از سوي ديگر، كنج‌كاوي بسياري از انسان‌گرايان سده‌ٴ شانزدهم را جلب كرد.
آرمنوپولس واژه‌نامه‌اي تأليف كرد كه در آن قواعد نحوي واژه‌ها بيان شده است‌. رساله‌ٴ كوچكي هم در مورد مكتب‌هاي الحادي مسيحي و رساله‌اي در رد گريگوريوس پالاموس نوشت‌. طبعاً او هم درگير مجادلات هسيكاستي شد، چون سالونيك از كوه آتوس فاصله‌اي نداشت و آنجا مركز آشوب بود. مي‌توان دريافت كه با بررسي مسئله به طرزي حقوقي و به اين نتيجه‌ رسيدن كه دلايل هردو طرف به يك اندازه خطاست‌، سعي مي‌كرد نقشي تعديل‌كننده داشته‌ باشد. اين موجب حمله‌ٴ گريگوريوس آكيندينوس به او شد و او را به تلاش براي ايجاد بدعتي‌ تازه متهم ساخت‌.

تـومـاس مـاگيـستـروس‌

توماس ماگيستروس‌1، زبان‌شناسي بيزانسي (برآمدنش نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم‌).
درباره‌ٴ زندگي او هيچ نمي‌دانيم جز اين كه راهب بوده‌. اغلب او را تئودولس راهب ناميده‌اند و در زمان آندرونيكوس دوم (1282 ـ 1328)، در قسطنطنيه و بيشتر در سالونيك برآمده است‌. ميان ادباي سالونيك و قسطنطنيه (دو مركز عمده‌ٴ فرهنگي در امپراتوري بيزانس‌) رقابتي‌ دوستانه وجود داشت و پيوندي مستمر برقرار بود. نوشته‌هاي توماس نشان مي‌دهد كه با اوضاع‌ زندگي در سالونيك‌، كه غالباً ناخوش آيند بود، به‌خوبي آشنايي داشته و مدتي به دلايل سياسي‌ به پاي‌تخت رفته است‌. مثلاً در سال 1310 يا پس از آن هم‌شهريانش او را به قسطنطنيه‌ فرستادند تا از سردار خاندرِنُس شفاعت كند كه در برابر كاتالان‌ها به‌خوبي از سالونيك دفاع كرده‌، ولي مغضوب واقع شده بود.
مهم‌ترين تأليف او مجموعه‌اي است از لغات واصطلاحات يوناني به‌ترتيب الفبايي‌، كه‌ بيشتر از بهترين آثار نويسندگان قديم يونان اقتباس شده و برخي از آنها را خود او مورد مطالعه‌ قرار داده بود (پايين‌تر را ببينيد)، هم‌چنين از ساير آثار و حتي آثار جديد كساني مانند مانوئل‌


Thomas Magistros .1